صفحه در حال
باز شدنه!
يه کوچولوصبر ميکني...
|
|

چه روز سرد مه الودي !
چه انتظاري !
ايا تو باز خواهي گشت ؟
تو را صدا کردند ،
تو را که خواب و رها بودي،
و گيسوان تو با رودهاي جاري بود.
تو را به شط کهن خواندند ،
تو را به نام صدا کردند
از عمق اب-
و باغ کوچک گورستان را
در باد
به سوي شهري گشودند
تمام بودن رازي شد ،
و گيسوان تو ناگاه بر تمامي ويرانه هاي باد نشست.
يادت هميشه سبز
نوشته شده توسط فریشکا در یکشنبه هجدهم فروردین 1387 ساعت 17:48 موضوع | لینک ثابت
اين جا چه خبره؟

در دل ارزو میکنم
شاد باشین
و بهترین ها
از ان شما باشه...
مگر نه این که سعادت
باور رویاها
و پی جویی انهاست؟
فهرست اصلی
دوستاي گل من
دل نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY